چرا غصه؟!

ماه من!
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن
کار آن‌هایی نیست که خدا را دارند
ماه من!
غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه‌ای‌ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
او همانی است که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می‌داد
او همانی است که هر لحظه دلش می‌خواهد، همه زندگی‌ام،
غرق شادی باشد
ماه من!
غصه اگر هست، بگو تا باشد!
معنی خوشبختی،
بودن اندوه است…!
این همه غصه و غم، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین
ولی از یاد مبر؛
پشت هر کوه بلند، سبزه‌زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی می‌خواند؛
که خدا هست، خدا هست
و چرا غصه؟! چرا؟

 

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بام ایران سیتی

سلام. ممنون از حضور و تشکر از لینکت الساعه لینک خواهی شد[گل]

صدف

سلام گلم خوبی عزیزم [گل]

پوریا7

سلام.شعر قشنگیه.به آدم احساس تنها نبودن میده. من شما رو لینک کردم.باز هم بهم سر بزنید.راستی شعر از خودته؟

رزگار

سلام افسانه جان خوبی؟ یه پست جدید گذاشتم بیا ببینش منتظرتم

رزگار

راستی عزیزم شرمنده یادم نبو در مورد شعرت نظر بدم ببخش باید بگم شعر خیلی با مسماییه یعنی انسان رو اروم میکنه و ارامش خاصی داره واقعا قشنگه فقط میتونم همین رو بگم

پوریا7

لطف کن منو با نام "بهانه ی با هم بودن"لینک کن

بام ایران سیتی

بادی نیست که بتواند کشتی مرا سرگردان کند یا جزر و مد تقدیرم را دگرگون کند. [گل]

رجایی(قطره)

سلام باور اگر داریم که خدا هست که یقینا باور داریم و خدا هم هست پس غصه چرا ؟ همیشه سر بزنید تا همیشه ... توفیق رفیق راهتان باد 20/04/1389