9 درس زندگی از آلبرت انیشتین

۱-کنجکاوی‌تان را دنبال کنید: “من استعداد به خصوصیندارم. فقط به شدت کنجکاوم.
درباره چه چیزی کنجکاو هستید؟ دنبال کردنکنجکاوی‌تان راز موفقیت‌تان است.

۲-پشتکار با ارزش است: “نه اینکه من خیلی باهوش باشم؛بلکه با مسایل زمان بیشتری می‌مانم.
تا زمانیکه به هدف‌تان برسید، پشتکاردارید؟ اینشتین می‌خواهد بگوبد، تمام ارزش تمبر پستی به این است که با تمام نیرو بهچیزی بچسبد، تا اینکه به مقصدش برسد. مانند تمبر پستی باشید، مسیری را که آغازکردید به پایان برسانید. به یاد بیاورید که در جایی دیگر اینشتین گفته بود، منبرای ماه ها و سالها فکر می‌کنم و فکر می‌کنم. ۹۹ بار نتیجه اشتباه است. صدمین بارحق با من است.

 

٣-تخیل قدرتمند است: “تخیل همه چیز است. تخیل پیش نمایشیاز جذابیت‌های آینده زندگانی است. تخیل با ارزش‌تر از دانش است.”
آیا ازتخیل‌تان استفاده می‌کنید؟ اینشتین می‌گوید تخیل با ارزش‌تر از دانش است. به یادبیاورید که توماس ادیسون می‌گفت: “برای ابداع، به یک تخیل خوب و کپه‌ایی از آتو آشغال نیاز دارید.

۴- اشتباه کردن اتفاق بدی نیست: “فردی که هرگز اشتباهنکرده، هرگز چیز جدیدی را امتحان نکرده است.
از اینکه اشتباه کردید،نترسید. اشتباه شکست نیست. اشتباهات می‌تواند شما را باهوش‌تر، سریع‌تر و بهترکنند. در واقع شما زمانی موفق خواهید شد که دو چندان اشتباه کرده باشید.

۵-برای اکنون زندگی کنید: من هرگز به آینده فکر نمی‌کنمآینده به زودی فرا خواهد رسید.
شما نمی‌توانید فورا آینده را دست خوشتغییرات کنید، بنابراین بسیار مهم است که تمام تلاش‌تان را برای “اکنون” وقفکنید.

۶- انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید: حماقت این است کهبارها و بارها کاری یکسان انجام دهید و انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشتهباشید.
شما نمی‌توانید کاری یکسان را هر روز انجام دهید و انتظار تفاوت درنتایجش داشته باشید. به عبارتی، برای ایجاد تغییر در زندگی بایستی در خودتانتغییراتی ایجاد کنید.

٧-حماقت و نابغگی: “تفاوت بین حماقت و نابغه بودن در ایناست که نابغه بودن محدودیت‌های خودش را دارد.

٨- یادگیری قوانین و سپس بهتر بازی کردن: “شما بایستیقوانین بازی را بیاموزید. و سپس بهتر از هر فرد دیگری بازی می‌کنید
دوکار است که باید انجامش دهید: ابتدا باید قوانین بازی را که می‌خواهید بازی کنیدبیاموزید. درست است، خیلی هیجان انگیز نیست اما حیاتی است. بعدا، شما بهتر از هرفرد دیگری بازی خواهید کرد.

٩- دانش از تجربه می‌آید: اطلاعات، دانش نیست. تنها منبعدانش، تجربه است.
دانش از تجربه می‌آید. شما می‌توانید درباره‌ی کاری بحثکنید، اما بحث کردن فقط درکی فیلسوفانه از آن کار به شما می دهد. شما بایستی درابتدا آن کار را تجربه کنید تا بدانیدش. چه کنیم؟ تجربه بیاندوزید. وقت‌تان را خیلیبابت اطلاعات نظری صرف نکنید، بروید و کاری انجام دهید تا تجربه‌ایی با ارزش را کسبکنید.

 

 

 

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
r!sA@

عزیزم .. خیلی قشنگ بود.. همه چی. جدی میگم. حتما بازم میام

بابا آب داد

سلام مطالبتون واقعا زیبا و خواندنی بود احسنت بر شما