به قلم عرفان نظر آهاری

 از بهشت که بیرون آمد ، دارایی اش فقط یک سیب بود .
سیبی که به هوس آنرا چیده بود . و مکافات این وسوسه هبوط بود .
فرشته هاگفتند : تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست . زمین همه ظلم است و فساد.
انسانگفت: اما من به خودم ظلم کرده ام، زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهدپس زمین از بهشت بهتر است.
خدا گفت : برو و بدان جاده ای که تو را دوباره بهبهشت میرساند از زمین میگذرد ، زمینی آکنده از شر و خیر ، آکنده از حق و از باطل ،از خطا و صواب ، واگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه .....
وفرشته ها همه گریستند . اما انسا ن نرفت . انسان نمی توانست برود . انسان به درگاهبهشت وامانده بود. میترسید و مردد بود .
و آنوقت خدا چیزی به انسان داد . چیزیکه هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه وا داشت .
انسان دستهایش را گشود وخدا به او " اختیار " داد .
خدا گفت : حال انتخاب کن ، زیرا که تو برای انتخابکردن آفریده شده ای .
برو و بهترین را برگزین ، که بهشت پاداش به گزیدن توست .
عقل و دل و هزاران پیامبر با تو خواهند آمد تا تو بهترین را برگزینی.
وآنگاه انسان زمین را انتخاب کرد .
رنج و نبرد و صبوری را .
و این آغاز انسانبود.

 

 

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
رزگار

سلام افسانه جان خوبي عزيزم چه خبرا؟ راستي چه كسي اون شعر من رو واست فرستاد ادرسش رو بهم بده ممنون ميشم عزيزم راستي افسانه جان اين متن اغاز انسان واقعا بي نظيره

رزگار

سلام عزيزم خوبي؟خودت ميدوني كه خيلي وقته نيومدم نت اما دوباره اومدم و پست جديد گذاشتم و منتظر حضور گرمت هستم و ثانيه ها رو ميشمورم واسه اومدنت راستي عزيز دلم اومدن ماه رمضون رو بهت تبريك ميگم داداشت منتظرت زود بيا خيلي خوب[گل]

رزگار

سلام عزيزم خوبي؟خودت ميدوني كه خيلي وقته نيومدم نت اما دوباره اومدم و پست جديد گذاشتم و منتظر حضور گرمت هستم و ثانيه ها رو ميشمورم واسه اومدنت راستي عزيز دلم اومدن ماه رمضون رو بهت تبريك ميگم داداشت منتظرت زود بيا خيلي خوب[گل]

رزگار

سلام عزيزم يه پست گذاشتم بيا ببين منتظرت هستم بي صبرانه يادت نره بياي فقط اونايي را دعوت كردم كه خواننده اصلي وبلاگم اند مواظب خوت باش نازنينم[لبخند][گل]